افزایش رشد اقتصادی و توسعه صنعت چوب در کنار مزایایی چون ایجاد اشتغال و ارزشافزوده، چالشهایی جدی برای منابع طبیعی و محیطزیست به ویژه جنگلها پدید آورده است. جنگلهای هیرکانی به عنوان یکی از ارزشمندترین اکوسیستمهای ایران، طی سالهای اخیر تحتتأثیر بهره برداری بیرویه، قاچاق چوب و ناپایداری در سیاستهای جنگلداری قرار گرفتهاند. این پژوهش با هدف بررسی اثر رشد صنایع فرآوردههای اصلی چوب (نئوپان، فیبر، انواع کاغذ و کارتن) بر سطح جنگلهای هیرکانی، از دادههای پنل سه استان شمالی ایران (مازندران، گیلان و گلستان) در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰2 و با استفاده از مدل خودرگرسیون با وقفههای توزیعی (ARDL) بهره گرفته است. در این مطالعه، از نظریه محیط زیستی کوزنتس برای تحلیل رابطه غیرخطی میان رشد صنعت چوب و تغییرات سطح جنگل استفاده شد. نتایج حاصل از برآورد بلندمدت مدل نشان داد که چوب مصرفی صنعت چوب تأثیر منفی و مجذور آن تأثیر مثبت و معناداری بر سطح جنگلها دارد؛ به عبارت دیگر در ابتدا مصرف چوب موجب کاهش پوشش جنگلی در جنگلهای هیرکانی شده، اما با تغییر الگوی مصرف، ارتقای آگاهی محیطزیستی و اجرای سیاستهای حفاظتی، اثر منفی کاهش یافته و احیای جنگلها ممکن شده است. عواملی مانند جمعیت روستایی و قاچاق چوب اثر منفی و بارندگی اثر مثبت در بلندمدت داشتهاند. همچنین در کوتاهمدت متغیر پالسی تنفس جنگل اثر مثبت و معناداری دارد. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای تدوین سیاستهای حفاظتی مؤثر در مدیریت منابع طبیعی کشور باشد.