در این مطالعه برای ارزیابی عملکرد هشت طرح آبیاری و زهکشی در استان خوزستان، روش تلفیقی تحلیل سلسله مراتبی فازی و تاپسیس استفاده شد. برای این منظور معیارهای اصلی اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی، فنی و مدیریتی و هجده زیر معیار جهت ارزیابی در نظر گرفته شدند و اطلاعات موردنیاز از سازمان آب و برق استان خوزستان جمعآوری گردید. نتایج نشان داد که معیار اقتصادی با وزن نسبی 292/0 بیشترین تأثیر را در فرایند ارزیابی دارد و معیارهای مدیریتی، فنی، زیستمحیطی و اجتماعی به ترتیب با وزن های 276/0، 163/0، 152/0 و 130/0 ازنقطهنظر زیستمحیطی، شبکه گتوند با امتیاز 931/0 کارآمدترین و شبکه شهید رجایی با امتیاز 390/0 ناکارآمدترین شبکه میباشد. از بعد اقتصادی شبکههای آبیاری گتوند و دیمچه به ترتیب با امتیاز 899/0 و 064/0 بهعنوان کاراترین و ناکاراترین شبکهها شناخته شدند. نتایج همچنین نشان داد که رتبهبندی شبکههای آبیاری بر اساس امتیاز کلی به شرح زیر است: گتوند، دز، مارون، دیمچه، شاوور، کرخه، رامشیر و رجایی. با توجه به نتایج پیشنهاد می شود که طرح های رامشیر و شهید رجایی که عملکرد نسبتا پایینی دارند، شبکه آبیاری گتوند را به دلیل در اختیار داشتن بالا ترین عملکرد به عنوان الگوی خود قرار دهند.
نیک مهر، سیامک و زیبایی، منصور. (1395). ارزیابی طرحهای آبیاری و زهکشی استان خوزستان: کاربرد تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش تاپسیس. Agricultural Economics، 10(2)، 173–190. https://doi.org/10.22034/iaes.2016.19657
MLA
نیک مهر، سیامک، و زیبایی، منصور. "ارزیابی طرحهای آبیاری و زهکشی استان خوزستان: کاربرد تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش تاپسیس"، Agricultural Economics، 10، 2، 1395، 173–190. doi: 10.22034/iaes.2016.19657
HARVARD
نیک مهر، سیامک، و زیبایی، منصور. (1395). 'ارزیابی طرحهای آبیاری و زهکشی استان خوزستان: کاربرد تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش تاپسیس'، Agricultural Economics، 10(2), pp. 173–190. doi: 10.22034/iaes.2016.19657
CHICAGO
نیک مهر، سیامک و زیبایی، منصور، "ارزیابی طرحهای آبیاری و زهکشی استان خوزستان: کاربرد تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش تاپسیس." Agricultural Economics، 10 2 (1395): 173–190, doi: 10.22034/iaes.2016.19657
VANCOUVER
نیک مهر سیامک، زیبایی منصور. ارزیابی طرحهای آبیاری و زهکشی استان خوزستان: کاربرد تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش تاپسیس. Agricultural Economics. 1395;10(2):173–190. doi: 10.22034/iaes.2016.19657